تبلیغات
قراجه فیض الله - راز شروع شدن اکثر دعاها با "اللهم"

راز شروع شدن اکثر دعاها با "اللهم"

شنبه 21 تیر 1393 07:01 ق.ظنویسنده : محمد شیخ زاده

 

پس كسى كه بازگشت انسان را از اسفل سافلین به عهده گرفته و او را از دوزخ تاریك، به محل كرامت و امن الهى باز می‏گرداند و از تاریكیها به نور میكشاند و از راهزنان سلوك محافظت می ‏كند همان اللّه است.
نوای دعای سحر از به یادماندنی ترین نواهای ماه مبارک رمضان است که خاطره ای مشترک میان نسل های مختلف از سحر های این ماه مبارک محسوب می شود. اگر چه در سال های اخیر با باز شدن پای تلوزیون به سفره های سحر و برنامه های متنوع این نوا مانند گذشته منحصرا سحرهای ماه مبارک را پر نمی کند اما هنوز در آستانه اذان صبح" اللهم انی اسئلک من بهائک بابهاه و کل بهائک بهی" روح را نوازش می دهد.
با وجود این خاطرات شیرین از این کلمات روح بخش کمتر درباره محتوای عظیم این مناجات زیبا سخن به میان آمده است در حالی که این دعا آن قدر پر مغز و محتوا و دارای لایه های معرفتی است که امام خمینی(ره) برای تبیین این معارف کتابی را با عنوان "شرح دعای سحر" به رشته تحریر در آورده اند که خواهیم کوشید در روزهای ماه مبارک رمضان بخشهایی از شرح دعای سحر را به مرور در اختیار مخاطبان مشرق قرار دهیم؛ باشد که این دعای روح بخش را با معرفت بیشتر به معارف عظیمی که در فرازهای آن مکتوم است هر سحرگاه زمزمه کنیم. التماس دعا
فقیر درگاه پروردگار عظیم، و مفتخر به انتساب به رسول كریم، سید روح اللّه فرزند سید مصطفى موسوى خمینى- كه هر دو را آمرزش باد- از آنجایى كه یكى از بزرگترین نعمت‏ها بر بندگان و رحمت گسترده در میان اهل شهرها دعاهایى است كه از گنجینه‏هاى وحى و شریعت و حاملان دانش و حكمت نقل شده است، زیرا همین دعاهاست كه رابطه معنوى میان خالق و مخلوق، و رشته پیوند میان عاشق و معشوق است، و وسیله‏اى است براى درآمدن به اندرون قلعه محكم، و چنگ زدن به آن دستاویز استوار و ریسمان پر توان، و روشن است كه به این غرض نهایى و مقصد اعلى امكان وصول نیست مگر آنكه به هر اندازه كه ممكن است به معناى دعاها توجه یافته و به مقدار توانایى به سرّ و حقیقت آنها پى برده شود، و من دیدم كه دعایى كه مشهور است و به نام دعاى مباهله نامیده شده است و از ائمه اطهار علیهم السّلام در سحرگاهان براى توسل به نور الانوار نقل شده، از دعاهایى است كه قدرش جلیل‏تر و منزلتش رفیع‏تر است، زیرا آن دعا شامل صفات حسناى الهى و امثال علیاى ربوبى است و اسم اعظم و تجلّى اتمّ اقدم در آن دعاست، پس خواستم كه آن را از بعضى جهات به مقدار آمادگى خویش، با توانى اندك و آگاهى ناچیزى كه دارم شرح كنم، ولى حرباء (12) را چه رسد كه بخواهد خورشید تابان را توصیف كند، و یا بیمار چشم كجا تواند كه قصد نگاه كردن به تابش نور آن را نماید! و لكن مى‏گویم و به راستى مى‏گویم كه:

نزد سلیمان رسید مرغك مسكین           ران ملخ در دهان به پیشكش دوست
از پى عذر قصور خدمت خود گفت           هدیه هر كس به قدر منزلت اوست‏(13)

اكنون من با طلب توفیق از پروردگار مهربان و مددجویى از روانهاى پاك و نفس‏هاى پاكیزه پیامبران بزرگ و اولیاء بزرگوار به مقصودم آغاز مى‏كنم.
اللّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ مِنْ بَهائِكَ بِابْهاهُ، وَ كُلُّ بَهائِكَ بَهِىُّ، اللَّهُمَّ انّى اسْئَلُكَ بِبَهائِكَ كُلِّهِ.
ح 1ح بار الها از تو سؤال مى‏كنم به زیباترین زیبایى‏ات، و همه زیبایى تو زیبا است، خداوندا از تو سؤال مى‏كنم به همه زیبایى‏ات.
جامعیت انسان همه عوالم را اللّهمّ) دعا كننده كه مى‏گوید: اللهم، اصل این كلمه یا اللّه است (و مثل این است كه یا اللّه گفته است).
بدان كه انسان، تنها وجودى است كه جامع همه مراتب عینى و مثالى و حسى است و تمام عوالم غیب و شهادت و هر چه در آنهاست در وجود انسان پیچیده و نهان است، چنانكه خداى تعالى مى‏فرماید: خداوند همه نامها را به آدم آموخت.
و مولاى ما و مولاى همه توحیدیان (صلوات اللّه علیه) بنابر نقل بعضى شعرى بدین مضمون فرموده است:

تو پندارى همین جرم صغیرى           جهانى در نهاد تو نهان است

بنابراین آدمى با ملكیان، ملكى است، و با ملكوتیان ملكوتى، و با جبروتیان جبروتى. و روایت شده از آن حضرت و حضرت صادق علیهما السّلام كه فرمودند: بدان كه صورت انسانى بزرگترین حجت‏هاى الهى است بر خلقش، و او همان كتابى است كه خداى تعالى آن را با دست خود نوشته است، و او همان هیكلى است كه آن را با حكمت خود بنایش نموده، و اوست مجموعه صورت جهانیان، و اوست مختصرى از لوح محفوظ، و او بر هر غایبى شاهد است، و اوست راه راست به هر گونه خیر و نیكى، و همان راهى است كه در میان بهشت و دوزخ كشیده شده است.
پس انسان خلیفه خداست بر خلق او، و بر صورت الهى آفریده شده است، (14) متصرف در بلاد خداست و خلعت‏هاى اسماء و صفات خداوندى را در بر كرده و در گنجینه‏هاى ملك و ملكوت او نفوذ دارد، روحش از حضرت الهیه بر او دمیده شده، ظاهرش نسخه‏اى است از ملك و ملكوت، و باطنش گنجینه‏هاى خداى لا یموت. و چون جامع همه صورتهاى كونیه الهیه بود، از این رو در تحت تربیت اسم اعظمى كه به همه اسماء و صفات محیط بود و بر همه رسم‏ها و تعیّن‏ها حكومت داشت قرار گرفت، پس رب انسان جامع كامل همانا حضرت الهیه است و سزاوار است كه او خداى را به نامى كه با مقامش تناسب دارد و او را از امورى كه با او سازگار نیست محافظت مى‏كند بخواند، و از این روست كه باید در مقام استعاذه و پناهندگى از شیطان رجیم به نام اللّه پناهنده شود نه دیگر نامها، و طبق آیه قُلْ اعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ به او امر شده است تا به پروردگار مردم پناهنده شود از شر كسى كه با مرتبه او و كمالات او ضدیت و تنافر دارد، و آن وسوسه باطنى است، و پناه به خدا برد از كسى كه در باطن او وسوسه ایجاد مى‏كند و در راه معرفت، راهزن اوست.

عارف كامل كمال الدین عبد الرزاق كاشانى در تأویلات مى‏گوید:
انسان همان وجود جامعى است كه همه مراتب وجود را در انحصار خود قرار داده است. پس پروردگارى كه او را ایجاد كرده و كمال انسانى را به او افاضه فرموده همان ذات خداوندى است، به اعتبار همه اسماء به حسب بدایت كه از آن به اللّه تعبیر مى‏شود، و از این روست كه خداى تعالى به شیطان فرمود: چرا سجده نكردى به آنچه من با دو دستم او را آفریدم؟ دو دست متقابل، مانند دو دست لطف و قهر و یا دو دست جلال و جمال كه شامل همه اسماء است.

در سرّ ابتدا به اللهم در اكثر دعاها
پس كسى كه بازگشت انسان را از اسفل سافلین به عهده گرفته و او را از دوزخ تاریك، به محل كرامت و امن الهى باز مى‏گرداند و از تاریكى‏ها به نور مى‏كشاند و از راهزنان سلوك محافظت مى‏كند همان اللّه است، چنانكه فرمود: اللّه ولىّ كسانى است كه ایمان آورده‏اند و آنان را از تاریكى‏ها به نور مى‏كشاند. پس سالك كه با قدم معرفت سلوك إلى اللّه مى‏كند مانند مسافرى است كه در راه وحشتناك تاریكى، بار سفر به سوى حبیب خود را بسته است و شیطان، راهزن این راه است و خداى تعالى با اسم جامع محیطش حافظ و نگهبان اوست، پس بر دعا كننده و سالك لازم است كه به نگهبان و مربى خود توسل جسته و با گفتن اللهم یا یا اللّه تضرع به او نماید. و سرّ اینكه بیشتر دعاها با این كلمه شروع مى‏شود همین است، گر چه از نظرى تمسك جستن به دیگر اسماء الهیه خوب است و آن نظر عبارت است از استهلاك تعین‏هاى اسمائى و صفاتى در احدیت جمع، چنانكه در سرّ اینكه در جملات این دعا پس از اثبات افضلیت، دوباره بازگشت نموده و مى‏گوید: همه بهاى تو بهى است و همچنین بقیه جملات، چنانكه خواهیم گفت.
من گفتن در دعاها منافاتى با فقر ذاتى ندارد انّى) گفتن كلمه من در اینجا نه براى اثبات منیّت است، زیرا اظهار منیّت با گدایى منافات دارد، در صورتى كه دعا كننده مى‏گوید من از تو سؤال مى‏كنم و گدایى مى‏كنم، بلكه این من گفتن مانند شما گفتن است كه خداى تعالى مى‏فرماید: شما نیازمندان به خدا هستید. با اینكه شمایى كه سواى حق باشد خود ملاك استغناء و بى نیازى است نه ملاك فقر و نیازمندى. پس آنچه با مقام سالك الى اللّه منافات دارد آن گونه استقلال و بى‏نیازى است كه در كلمه شما در آیه شریفه إِنْ هِیَ إِلاَّ أَسْماءٌ سَمَّیْتُموها أَنْتُمْ (این‏ها نامهایى است كه شما آنها را نامگذارى كرده‏اید) ذكر شده، و اما در مقام اظهار ذلت و اظهار فقر اثبات انانیت نكوهیده نیست، بلكه اصلا از باب اثبات انانیت نیست، مانند كلمه شما است كه در آیه شریفه: اى مردم شما نیازمندان به خدا هستید آمده است، بلكه حفظ مقام عبودیت و توجه به نیاز و تنگدستى اگر در حالت صحو دوم (صحو بعد از محو)(15)باشد خود یكى از تمام‏ترین مراتب انسانیت است.
چنانكه در روایت شریفه بنابر آنچه گفته شده به آن اشاره شده است كه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: برادرم موسى از چشم راست نابینا بود، و برادرم عیسى از چشم چپ نابینا بود، و این منم كه هر دو چشمم بیناست.
پس بنا بر این روایت، حفظ مقام كثرت در وحدت و وحدت در كثرت، براى احدى از انبیاء مرسل میسر نشده مگر براى خاتم پیامبران بالاصاله و براى اوصیاء آن حضرت به تبعیت او؛ درود خداوند بر همه آنها باد.

دستور دعا كردن‏
اسْئَلُكَ) از تو سؤال مى‏كنم. سؤال اگر به زبان استعداد شد دست رد به سینه سائل نمى‏خورد و دعایش پذیرفته و مستجاب خواهد شد، زیرا فاعل و كسى كه خواسته را انجام مى‏دهد تمام و فوق تمام است و فیض آن حضرت، كامل و فوق كمال است و اگر فیض، ظهور ندارد و افاضه نمى‏شود از ناحیه نقصان استعداد است. پس اگر پذیرنده، استعداد پذیرش فیض را داشته باشد فیض الهى از خزینه‏هایى كه پایان ندارد و كمبودى در آنها ایجاد نمى‏شود و از معادن فیضى كه غیر متناهى است و نقصان پذیر نیست، بر او افاضه خواهد شد.

در حقیقت اخلاص‏
پس دعا كننده را سزاوار چنین است كه تا مى‏تواند باطن خود را منزه كند و آن را از آلودگى‏ها و ملكات پست تهى سازد تا دعایش از مرحله گفتار به مقام حال، و از مقام حال به لسان استعداد رسد و از ظاهر به باطن سرایت كند تا دعایش مستجاب گردد و به مقصدش نائل شود. پس كوشش كن تا مگر باطنت دعا كند و باطنت طالب باشد تا درهاى ملكوت بر قلبت گشوده شود و اسرار جبروت بر سرّت و ضمیرت منكشف گردد و كشتى عقلت در دریاهاى خیر و بركات به حركت درآمده، به ساحل‏هاى نجات برسد و تو را از گردابهاى هلاك نجات بخشد و با دو بال (علم و عمل) از این سراى تاریك و خانه هلاكت و بدبختى به عالم انوار پرواز نماید. و مبادا در مقابل این صفات حسنى و امثال علیا كه آسمان‏ها و زمین‏ها بر آنها استوار است و همه عوالم با نور آنها روشن است، رسیدن به شهوتهاى پست و لذتهاى فانى و پوسیده و غرضهاى حیوانى و كمالات چهارپایان و درندگان را در نظر داشته باشى، بلكه باید در طلب كرامتهاى الهى و انوار عقلى و كمالات لایق مقام انسان به عنوان آنكه انسان است، باشى و بهشتى را كه به پهناى آسمان‏ها و زمین طلب كنى. تازه این هم در ابتداى سیر و سلوك است و گر نه نیكى‏هاى نیكمردان براى مقربین گناه محسوب مى‏شود. بنابراین، عارف كامل كسى است كه قلب خود را همچون هیولى كه هر صورتى را مى‏پذیرد آماده پذیرش هر صورتى سازد كه محبوب، آن صورت را به آن قلب بدهد و هیچ صورت و فعلیّتى را از پیش خود مطالبه نكند، و از هر دو عالم بگذرد و به هر دو نشأه پشت پا زند، چنانكه عارف شیراز گوید:

در ضمیر ما نمى‏گنجد به غیر از دوست كس           هر دو عالم را به دشمن ده كه ما را دوست بس

و در جاى دیگر گوید:

نیست در لوح دلم جز الف قامت دوست           چه كنم حرف دگر یاد نداد استادم

و این است حقیقت آن اخلاصى كه در روایت به آن اشاره شده كه هر كس چهل روز براى خدا اخلاص از خود نشان دهد چشمه‏هاى حكمت از دل او بر زبانش جریان مى‏یابد. و در كافى از امام رضا علیه السّلام نقل شده است كه امیر المؤمنین علیه السّلام مى‏فرمود: خوشا به حال كسى كه عبادت و دعا را براى خدا خالص كند، و دلش را به آنچه چشمش مى‏بیند مشغول نسازد، و یاد خدا را به آنچه گوشش مى‏شنود فراموش نكند، و به آنچه به دیگرى داده شده سینه‏اش اندوهگین نگردد.
پس مرگ بر بنده‏اى كه ادعاى بندگى كند آنگاه آقا و مولاى خود را به اسماء و صفاتى بخواند كه آسمان‏هاى ارواح و زمین‏هاى اشباح با آن اسماء و صفات استوار است، ولى خواسته‏اش شهوتهاى نفسانى و رذایل حیوانى باشد و تاریكیهایى را بخواهد كه روى هم انباشته شده است و ریاست‏هاى باطل و دست باز و قدرت كامل در شهرها و مسلط شدن بر بندگان خدا خواسته او باشد.

تو را ز كنگره عرش مى‏زنند صفیر           ندانمت كه در این دامگه چه افتاده است؟

و اى خوشا به حال بنده‏اى كه پروردگارش را به خاطر خود او عبادت كند و خالص براى او شده باشد و بجز او منظورش نباشد و شهوتهاى دنیوى و مقامات اخروى را خریدار نباشد.

غلام همت آنم كه زیر چرخ كبود           ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است


آخرین ویرایش: شنبه 21 تیر 1393 07:04 ق.ظ

 
سه شنبه 6 تیر 1396 10:36 ب.ظ
Wonderful blog! I found it while surfing around on Yahoo News.

Do you have any tips on how to get listed in Yahoo News?
I've been trying for a while but I never seem to get there!
Appreciate it
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 11:35 ق.ظ
If you are going for finest contents like myself, only pay a quick visit this web page all the
time because it provides quality contents, thanks
چهارشنبه 23 فروردین 1396 10:11 ب.ظ
Appreciation to my father who told me regarding this weblog,
this webpage is really amazing.
شنبه 21 تیر 1393 03:43 ب.ظ
سلام خوبی ؟ از وبلاگت خیلی خوشم اومد به منم سر بزن بازم میام . مرسی
شنبه 21 تیر 1393 09:22 ق.ظ
سلام. وبلاگت خوبه ولی بهتر هم میشه اونم با طراحی یک قالب اختصاصی .اگه کارت شارژ مجانی هم خواستی یه سر به سایت من بزن. لطفا منو با عنوان بازی آنلاین لینک کن. ممنونم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر